روزی هزار بار دلت را شکسته ام

 

روزی هزار بار دلت را شکسته ام 
 بیخود به انتظار آمدنت نَشسته ام؟!

هر روز این تویی که دعا میکنی برای من 
و من هر روز گناه کار تر از گذشته ام

تو غصه میخوری و گریه میکنی و غمگینی
دلیل آن هم منم که آب از سر گذشته ام

چشمان تو کم سو شده از بس گریستی
من عین خیالم نیست ، چه راحت نشسته ام !

هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی
هم عهد خویش هم دلت را شکسته ام

امروز جمعه نیست ولی قول میدهم
با بغض های گلویم و دل شکسته ام

میخواهم از نو ، نوکر خوب شما شوم
آقا نجاتم بده ، از گناه خسته ام

 

 

دیدگاه‌ها  

 
+2 #2 مجید دلبندم 1392-10-23 13:15
:lol:
نقل قول کردن
 
 
+6 #1 آشنا 1392-10-23 10:20
خورشید طلوع میکند آخر ولی افسوس
با آمدنش باید هر آنچه نه خوانده ام قضا کنم...
نقل قول کردن